کسی که رشوه را ممنوع کرد با رشوه کشته شد

امروز سالگرد آغاز سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و شروع صدر اعظمی میرزا تقی خان امیرکبیر است. نوشته زیر به طور مختصر به مبارزه امیر با رشوه‌خواری در ایران می‌پردازد.
کسی که رشوه را ممنوع کرد با رشوه کشته شد
کد خبر : ۴۱۱۷

 قائم مقام فراهانی صدر اعظم آزاده و مقتول محمدشاه قاجار درباره امیرکبیر می‌گوید: حقیقتا من به کربلایی قربان (پدر امیرکبیر) حسد می برم و بر پسرش می ترسم. این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می گذارد.

همچنین رابرت واتسون محقق تاریخ در این باره می نویسد: در میان همه رجال اخیر مشرق زمین و زمامداران ایران که نامشان ثبت تاریخ جدید است، میرزا تقی خان امیر نظام( امیرکبیر) بی همتاست. دیوجانس در روز روشن با چراغ در پی او می‌گشت. به حقیقت سزاوار است که به عنوان اشرف مخلوقات به شمار آید، بزرگوار مردی بود.

پول رشوه‌ی نگرفته، صرف قتل او شد

 

به گفته دکتر پلارک اتریشی، پول‌هایی که می خواستند به امیرکبیر رشوه بدهند و او نمی‌گرفت، صرف کشتنش شد. 

رشوه خواری به مفهوم کلی شامل پیشکش، مداخل، سیورسات (زاد و توشه) و جعاله گفته می‌شد. مجموعه آنها به یک نقطه می رسید که آن دزدی طبقه حاکمه از جیب مردم است و زیان آن بیش از همه گریبان طبقه رعیت و کسبه و افراد خرده پا را می گرفت. رشوه خواری به آن مفهوم، صورت شناخته شده ای داشت که از شاه مملکت تا سردمداران محلات به آن خو گرفته بودند.

 

استعداد فراوان ایرانیان در ریاکاری و تقلب

در این باره واتسون تاریخ نویس حرفی دارد که به خواندنش می ارزد: از مجموع خصیصه هایی که در خوی ایرانیان رشد کرده، شوق دائمی آنان برای سودجویی نامشروع است. لفظ مداخل که معادل آن را در فرهنگ انگلیسی نمی توان یافت به گوش ایرانیان بس دلپذیر است و لطف آن را کمتر اروپایی در می یابد. مداخل به هر چه بتوان به رشوه و فریب و زورستانی و از هر راه نادرست دیگری به دست آورد، اطلاق می شود. آنها استعداد فراوان در ریاکاری، تقلب، اجحاف، تملق گویی و فروتنی چاپلوسانه دارند. از این رو در بین ایرانیان شغلی که فقط حقوق خوب یا همان مواجب داشته باشد ولی مداخل خوبی نداشته باشد، حرفه ای است بی مقدار. 

همت امیرکبیر در برانداختن رشوه خواری ستودنی است. امیر به کلی مافوق آن بود که کسی بتواند او را به رشوه بفریبد. او که نظام رشوه خواری از شش جهت احاطه اش کرده بود، مصصم شد آن نظام را براندازد.

واتسون می گوید «از نظر ایرانیان، فوق العاده ترین و شگفت انگیزترین جنبه اخلاقی امیر، همان فسادناپذیری مطلق او بود. پولی که امیرکبیر حاضر نبود بگیرد، در راه برانداختن او خرج شد» وسواس او در درستی به حدی بود که از هدیه و ارمغان هم بدش می آمد و رسم مژدگانی و انعام دادن را هم منسوخ ساخت. 

حربه های امیر

امیر با دو حربه اساسی به پیکار با رشوه خواری و رشوه گیری برخاست. یکی با درستی و پاکدامنی خودش که قانون برانداختن رشوه خواری را نهاد و دیگری با سیاست سختی که به قانونش، نیروی اجرایی بخشید. در واقع نظام میرزا تقی خان امیرکبیر آفریده همین دو عامل بود؛ یعنی وضع قانون و ضمانت اجرای آن. 

او به این معنی، پی برده بود که تنگدستی و فقر از عناصر فلسفه مداخل و رشوه گیری است، به عبارتی سربازی که به مواجب قانونی نرسد، چرا باید قانون را بشناسد و رشوه نگیرد؟ مگر در مورد بزرگان که هر چه غارت کنند و رشوه بگیرند باز حریص تر می شوند اما چون مواجب به موقع پرداخت شد، رشوه گیری و زورستانی دیگر توجیهی نداشت. 

به دنبال آن، فرمان دولت به حکام ولایات و مباشران مالیه و سرکردگان لشکرها صادر شد که آیین رشوه و سیورسات در سراسر مملکت منسوخ است و حاکم خطاپیشه مورد مواخذه قرار می گیرد و معزول می شود و مباشر و کارمندان مالیه کجرو و خطاکار محاکمه می شوند و آنچه بی حساب برده‌اند از آنها مسترد می‌شود و به علاوه باید جریمه هم بپردازند. 

تقدیر لفظی نخست وزیر انگلستان از امیرکبیر

سیاست امیر در این باره سخت بود. سپاهیِ رشوه خوار به (دادگاه) قانون نظامی محاکمه می شد و حتی روحانی رشوه خوار از کسوت روحانی بیرون می آمد و کلاه بر سرش می گذاشتند و می گفتند شخص غیر امین نباید در سلک امنای دین باشد.

قانون جدید تاثیری نیکو برجای گذاشت؛ طوری که حتی پالمرستون نخست وزیر وقت انگلستان به وزیر مختار خود چنین دستور داد: مراتب تهنیت مرا در برانداختن آیین سیورسات به اطلاع امیرنظام برسانید. این اصلاح خردمندانه و عادلانه خدمتی به تنظیمات دولتی ایران خواهد بود. 

حد مراقبت امیر را در اجرای قانون تحریم سیورسات از نامه ها و دستورهای او می توان شناخت. امیر به پیشکار فارس نوشت: از قراری که در روزنامه فارس نوشته اند سرهنگ لشکر سیلاخور ولایت شما که روانه ولایات بوده، سر راه خود از رعایا سیورسات و مخارج گرفته و خرابی عظیمی به صیفی جات رعایا رسانده و در هر منزل، چند راس الاغ و چارپا از رعایا گرفته و برده است. برایم به تفصیل بنویسید که به کدام و چند منزل رفته و چقدر سیورسات و خراج گرفته است و به کجا آسیب رسانده و به رعایا چقدر ضرر رسانده است. 

در نامه‌ای دیگر به اسکندرخان حاکم کرمانشاهان نوشته: از قرار معلوم سربازانی از شما، به عوض حفظ و صیانت از مال مردم و مسافران آزار می رسانند و به زور پول می گیرند. اگر خبر ندارید چگونه می شود که من در تهران بدانم و شما در آنجا خبر نداشته باشید! این تغافل و تجاهل شما از چیست؟ بفرستید صاحب منصب آنجا را بیاورند و او را تنبیه معقولی کنید و تعهد بگیرید که بعد از آن متعرض مردم نشود و این طور رفتار و حرکات را ترک کند. مقصود از گذاشتن آنها ایمنی راه است نه اغتشاش. البته در این باب باید بسیار دقت و مراقبت نمایید. 

 

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان را با نصب اپیلکیشن خبرخوان گردون به سهولت دنبال کنید.
مجله زندگی
ارسال نظر