ناگفته‌های دختر خلخالی درباره پدر سختگیرش

پدرم به هیچ وجه آدم مهربانی نبود. به شدت سختگیر بود، اما من از پدرم کتک نخوردم. پدرم مجموعه‌ای از بیماری‌ها را داشت. هم پارکینسون داشت و هم آلزایمر و هم مشکل قلبی. توی رختخواب رفت.
ناگفته‌های دختر خلخالی درباره پدر سختگیرش
کد خبر : ۵۱۵۴۵

فاطمه صادقی دختر خلخالی گفت که یک بار در تاکسی تهران به کرج یکی از این آدم‌های حرصی نشسته بود و شروع کرد به فحش‌های بد دادن به بابای من…

فاطمه صادقی دختر خلخالی می‌گوید که یک بار در تاکسی تهران به کرج یکی از این آدم‌های حرصی نشسته بود و شروع کرد به فحش‌های بد دادن به بابای من. بعد هم گفت فلانی را یک بار در یکی از شهر‌های جنوب فرانسه با دو گونی طلا گرفتند و زنش هم همراهش بود. آن لحظات به من سخت می‌گذشت، اما از تصور این که مادرم یک گونی طلا دستش بوده خنده‌ام گرفته بود. پس از رد صلاحیتش و آغاز ایام انزوا رفت قم و تقریباً هفته‌ای یا دو هفته‌ای یک بار همدیگر را می‌دیدیم. کاملاً خودش را منزوی کرد. از سیاست خیلی سرخورده شده بود و رفت که رفت.

پدرم به هیچ وجه آدم مهربانی نبود. به شدت سختگیر بود، اما من از پدرم کتک نخوردم. پدرم مجموعه‌ای از بیماری‌ها را داشت. هم پارکینسون داشت و هم آلزایمر و هم مشکل قلبی. توی رختخواب رفت.

این مصاحبه در سال ۹۶ انجام شده است.

منبع: اندیشه پویا

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان را با نصب اپیلکیشن خبرخوان گردون به سهولت دنبال کنید.
مجله زندگی
ارسال نظر